آیا شهامت ایثارگری بعد از مرگتان را دارید ؟
خیلی مرد میخواد که کسی بتونه در دوران زنده بودنش ،
یکی از کلیه هاش رو به به یکی از عزیزانش اهدا کنه .
مثلا" به مادرش ، همسرش ، فرزندش ، برادر یا خواهرش
اگر شهامت اهدا عضو را در زمان زنده بودن نداریم ، بهتره به جای
اینکه اعضای بدن ما نصیب کرم و مورچه ها و جانداران بشه و بوی
تعفن بگیره و نابود بشه ، حداقل با اهدای اون عضو به یک فرد نیازمند
،زندگی دوباره رو به اون بیمار و خانواده اش ببخشیم و ثواب و اجر
ابدی هم تا سالها پس از مرگ نصیبمون بشه .
چرا ما خسیسیم و حتی شهامت ایثارگری بعد از مرگمون رو هم
نداریم .
همین حالا فرم اهدای عضویت اهداکنندگان اعضای بدن پس از مرگ
رو پر کنید چون فردا ممکن خیلی دیر باشه
بسم الله ...
برای عضویت یکی از لینکهای 1 و 2 را به دلخواه کلیک فرمایید .
دربست تا بهشت با عضویت در جمع اهداکنندگان اعضای بدن پس از
مرگ . همین حالا بهشت را رزرو نمایید 









خداوند مهربان فرموده است : « و من احیاها فکانما احیا الناس جمیعاً»
هر کس فردی را زنده کند ، مثل این است که همه مردم
را زنده کرده است . 
بهشت با سند منگوله دار

+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم اسفند 1389ساعت 20:1  توسط محفوظ
|
هدیه اعضاء پس از مرگ به دیگران و اهدای زندگی به دیگر انسانها افتخاری
است که خداوند متعال نصیب هر کس نخواهد کرد . 



آیا میدانید که اگر رضایت به پیوند اعضاء پس از مرگ دهید ( جه رضایت در مورد خودتان
یا رضایت در مورد عزیزان از دست رفته تان ) به احتمال خیلی زیاد میتوانید
جان چندین نفر را نجات دهید و آنان را حیاتی دوباره ببخشید
و این یعنی اینکه خودمان اگر در دوران زنده بودنمان خاصیتی نداشتیم
حالا پس از مرگمان توانستیم مفید باشیم و این همان باقیات صالحات است
مثلا" دریچه های قلبیتان میتواند ۳ تا ۴ نفر را زنده کند . ۲ کلیه برای ۲ نفر
یک کبدتان برای یک نفر - ریه هایتان برای یک نفر
قرنیه چشمتان یک نفر را بینا میکند .و ........ 

همین حالا فرم رضایت نامه اهدای عضو پس از مرگ مغزی را تکمیل فرمایید
چون ممکن است فردا خیلی دیر باشد
و این سعادت جاودانی هرگز نصیبتان نشود .
ما زبالاییم و بالا میرویم .....
عشق و ایمان واقعی یعنی همین
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم اسفند 1389ساعت 19:57  توسط محفوظ
|
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم اسفند 1390ساعت 15:0  توسط محفوظ
|
|
| جوان بوشهری جان سه نفر را نجات داد |
| 1390/02/15 |
با اهدای 4 عضو بدن جوان بوشهری جان سه نفر از مرگ حتمی نجات یافت .
رییس تیم پیوند اعضا دانشگاه علوم پزشکی شیراز در گفت و گوی اختصاصی با خبرنگار اعزامی از روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی بوشهر، گفت: اعضای اهدایی جوان 25 ساله بوشهری به سه نفر بیمار نیازمند پیوند داده شد که هر سه عمل موفقیت آمیز بود و این بیماران به زودی با سلامت کامل بیمارستان را ترک خواهند کرد.
دکتر سید علی ملک حسینی اضافه کرد: کبد اهدایی هادی فکی به پسر 16 ساله ای بن نام حسین مصیبی ساکن شهر ری که از نارسایی شدید کبدی رنج می برد و پزشکان تهران از وی قطع امید کرده بودند پیوند زده شد که این عمل موفقیت آمیز بود در حال حاضر وضعیت عمومی وی مناسب است و به زودی به آغوش خانواده خود باز می گردد.
وی افزود: کلیه این جوان بوشهری نیز به دختر 17 ساله ای به نام فاطمه نیک خو ساکن بوانات استان فارس که هر دو کلیه خود را از دست داده بود پیوند زده شد که شرایط عمومی بیمار رضایت بخش است و به زودی از بیمارستان مرخص می شود و دیگر نیازی به استفاده از دستگاه دیالیز نخواهد داشت.
دکتر ملک حسینی در ادامه گفت: کلیه و لوزالمعده اهدایی جوان بوشهری به فرد 38 ساله ای به نام علی رضا عبیری که چندین سال از بیماری دیابت شدید و نارسایی کلیه رنج می برد پیوند زده شد که این عمل نیز موفقیت آمیز بوده و این بیمار به زودی به زندگی عادی خود باز می گردد.
این متخصص با اشاره به اینکه بخش پیوند اعضای بیمارستان نمازی شیراز یکی از شلوغ ترین و بزرگترین بخش های پیوند اعضا در کشور و منطقه است، گفت: بیماران زیادی برای درمان به این بخش مراجعه می کنند که تنها راه درمان آن ها دریافت عضو می باشد و لیست انتظاری که برای این بیماران وجود دارد بسیار طولانی است.
دکتر ملک حسینی اضافه کرد: برخی از بیماران مانند بیمارانی که دچار نارسایی کلیه هستند را می توان با انجام دیالیز زنده نگه داشت ولی تنها راه درمان بیمارانی که دچار نارسایی قلب، ریه و کبد هستند دریافت عضو جدید است.
وی با اشاره به اینکه مرگ مغزی همان مرگ قطعی است، گفت: افرادی که دچار مرگ مغزی می شوند تنها به کمک دستگاه های ویژه مدتی زنده می مانند که این فرصتی برای اهدای اعضا می باشد و هیچ کار خیری به اندازه دادن حیات به هم نوعان وجود ندارد.
چهارشنبه گذشته هفتم اردیبهشت ماه 4 عضو جوان 25 ساله بوشهری به نام هادی فکی که بر اثر سانحه رانندگی دچار مرگ مغزی شده بود با رضایت خانواده وی توسط تیم پیوند اعضای بیمارستان نمازی شیراز برداشته شد و برای پیوند به بیماران نیازمند به شیراز منتقل شد.
| |
| | منبع این خبر : سایت دانشگاه علوم پزشکی بوشهر |
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1390ساعت 22:54  توسط محفوظ
|
|
اولين عمل جراحی قلب باز بدون دستگاه پمپ قلبی ریوی در استان بوشهر انجام شد
|
| 1390/02/20 |
اولین بار در استان بوشهر عمل جراحی قلب باز بدون استفاده از پمپ قلبي ريوي و به صورت بيتينگ (در حال ضربان) در بيمارستان بنتالهدي بوشهر انجام شد.
دكتر ابراهيم شفيعي فوقتخصص جراحي قلب در گفت و گو با روابط عمومي دانشگاه گفت: این عمل بر روی بیماری که به علت گرفتگی رگ اصلی قلب نیاز به پیوند عروق کرونر داشت، اما به دلیل سن بالا و مشکلاتي از جمله مشکلات ریوی استفاده از دستگاه پمپ قلبی ریوی برای وی خطرناک بود، انجام گرفت.
معاون درمان دانشگاه علوم پزشكي بوشهر افزود: در این روش با استفاده از وسایل استابیلایزر در حالی که قلب از کار نیفتاده و به ضربان خود ادامه میدهد امکان عمل جراحی بدون اینکه قلب و ریه از کار افتاده و گردش خون از بدن خارج و وارد سیستم مصنوعی گردد میسر میشود.
وي خاطرنشان كرد: معمولاً برای انجام اعمال جراحی بر روی قلب چون قلب در حال ضربان و حرکت است، با تزریق داروی مخصوصی قلب را از کار انداخته و طی مدت عمل برای اینکه خون و اکسیژن به مغز و سایر قسمتهای بدن برسد عمل پمپاژ خون توسط دستگاه پمپ قلبی ریوی صورت میگیرد.
دكتر شفيعي افزود: در اين روش خون از سیستم گردش خون طبیعی بدن خارج و وارد یک دستگاه مصنوعی میشود كه همراه با عوارض و مشکلاتی برای بیماران میباشد. وي گفت: روش جديد ضمن کاهش عوارض، امکان تحمل عمل توسط بیمار را بالاتر میبرد.
.gif)
| | منبع : سابت دانشگاه علوم پزشکی بوشهر |
|
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1390ساعت 22:49  توسط محفوظ
|
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1390ساعت 22:45  توسط محفوظ
|
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم اردیبهشت 1390ساعت 16:22  توسط محفوظ
|
عمربرف است و آفتاب تموز
اندکی ماند و خواجه غره هنوز 



+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم اردیبهشت 1390ساعت 21:42  توسط محفوظ
|
فاطمه، فاطمه است، نام کتاب کوچکی ازدکتر علی شریعتی است
که از روی سخنرانی سال ۱۳۴۹ وی تدوین شدهاست .
تا کنون این کتاب به چندین زبان ترجمه شدهاست .
در بخش پایانی و مشهورترین بخش این سخنرانی، مرحوم دکتر شریعتی چنین میگوید:
« خواستم بگویم، فاطمه دختر خدیجهٔ بزرگ است، دیدم فاطمه نیست.
خواستم بگویم، که فاطمه دختر محمد است. دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم، که فاطمه همسر علی است. دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم، که فاطمه مادر حسین است. دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم، که فاطمه مادر زینب است. باز دیدم که فاطمه نیست.
نه، اینها همه هست و این همه فاطمه نیست. فاطمه، فاطمه است .
منبع این نوشته : ویکی پدیا
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم اردیبهشت 1390ساعت 20:25  توسط محفوظ
|
مطالب زیر گلچینی از برنامه سمت خدا و وبلاگ سمت خدا است : خیلی جالبند




سوال – جوان 27 ساله ای هستم که بعلت نداشتن کار و در آمد کم قادر به ازدواج نیستم اما پدر و مادرم به این امر اصرار دارند . در صورتی که درآمد من در حد اجاره خانه بیشتر نیست . می گویند که شما ازدواج کن ، خدا خودش روزی رسان است . من که از 6 صبح تا 8 شب سرکار هستم ، خدا از کجا می خواهد روزی من را برساند ؟ راهنمایی بفرمایید .
پاسخ – پس این آیه یعنی چه ؟ می فرماید : اگر شما تکلیف خودتان را انجام بدهید و تقوا پیشه کنید از آن راهی که خودتان گمان نمی کنید به شما رزق و روزی می دهیم . اگر قرار بود که من حساب و کتاب بکنم پس چرا خدا این آیه را با وحی فرستاده است ؟ اگر من همه چیز را بفهمم ، پس جای وحی کجاست ؟ من نظر پدر و مادر ایشان را ترجیح می دهم .از سوال مشخص است که ایشان انسان بی عرضه ای نیستند و اهل کار هستند . اهل دین و دیانت هم هست که خانواده اش می خواهد از گناه کردن ایشان جلوگیری کند . فرض کنیم شما الان ماهی سی صد هزارتومان می گیرید ، چه بسا وقتی شما ازدواج کردی ، کارت عوض بشود یا حقوقت بالا برود . اگر ایشان ازدواج نکرد و در وادی گناه افتاد ، آیا این پول کم و گناه در زندگی او برکت است ؟ چرا به این فکر نمی کند ؟ ممکن است که ایشان بعد از ازدواج زندگی اش با سختی بگذرد ولی زندگی با سختی بدون گناه بهتر است از زندگی با رفاه نسبی و با گناه . خیلی ها می گویند که ما می خواهیم ازدواج کنی ولی پدر و مادر نمی گذارند . این پدر و مادر که آماده هستند ، قطعا می توانند کمی کمک کنند . دیگران هم کمک کنند . شاید به برکت ازدواج شغل ایشان عوض بشو و با همین ساعات کاری پانصد هزار تومان بگیرند .
سوال – جای تدبیر در زندگی کجاست ؟ شما می گویید که قرآن می فرماید که ازدواج کنید ، از جایی که شما گمان نمی برید روزی شما می رسد .
پاسخ – تدبیر یعنی تنبلی نکن . به اندازه ی توان و تخصص خودت کار بکن و نتیجه را به خدا واگذار کن . ما بارها دیده ایم که عزیزانی بخاطر جلوگیری از گناه ازدواج کرده اند ، خانه دار و ماشین دار و بچه دار هم شده اند و هنوز هم کار اول شان را دارند و تغییر شغل نداده اند . و خودشان هم نمی دانند که اینها را از کجا بدست آورده اند . تدبیر معنایش این نیست که من بجای خدا تصمیم بگیرم . تدبیر یعنی بر اساس داشته های خودت تلاش کن و تنبلی نکن ، از توان و تخصص خودم استفاده کنم .
سوال – من دختر 23 ساله و دانشجو هستم . هنوز ازدواج نکرده ام . خیلی سعی کرده ام که انتخاب بشوم ، دعا هم کرده ام ولی نمی دانم چرا انتخاب نمی شوم . احساس می کنم که هیچ وقت ازدواج نمی کنم . فکر می کنم که اگر دوست پسر بگیرم حدا قل چیزی را شبیه به ازدواج تجربه می کنم . می دانم که ا ین کار درست نیست ولی نمی دانم چکار بکنم ؟
پاسخ – یکی از عواملی که دختر خانم ها مورد توجه قرار نمی گیرند اخلاق خودشان و خانواده شان است . اگر دختران و خانواده ها اخلاق خوبی داشته باشند حتی برادر و خواهر این دختر خانم . اگر اینها اخلاق خوبی داشته باشند و اینکه به دیگران نفع برسانند . اگر این دختر خانم با همه ی خانمهای اقوام خوشرو باشد و هر کجا می روند دست کمک داشته باشند . اگر خانه ی عمه رفت ، برای سفره انداختن ، جمع کردن و جارو کردن کمک کند . اگر اهل کار باشند و هنرمند باشند و اخلاق خوبی هم داشته باشند ، هر جا صحبت از ازدواج بشود این دختر معرفی می شود . اگر این دختر سر تا پایش را جواهر بریزند و انواع آرایشها را هم داشته باشد اگر خودش و خانواده اش اخلاق بدی داشته باشند حتی اگر خاله اش برای پسرش دنبال دختر بگردد به او فکر نمی کند . پس یکی ازعلتهایی که دختری مورد توجه قرار نمی گیرد بخاطر اخلاق بد است و دیگری بخاطر تنبلی خودش و اطرافیانش است . دختر 23 ساله خیلی هم ازدواجش دیر نشده است که ایشان ناامید شده اند . عسی ان تکرهوا شیئا و هو خیر لکم . چه بسا خدا ایشان را برای یک موجود مناسب امام زمان پسند نگه داشته است . دیگر اینکه وقتی ایشان خودش اعتراف می کنند به اینکه رابطه ی دختر و پسر گناه است ، حتی گفتن این گناه هم بد است . مگر ما می خواهیم که شما به زور بنده ی خدا باشید ؟ شما که گناه می کنی اول خودت را بدبخت می کنی و به خودت ضرر می زنی . فرض کنید که شما یک روز ، یک ساعت با یک پسر دیده بشوید ، فردا هر خواستگاری که بیاید شما ناراحت هستی که نکند از ارتباط تو با آن پسر با خبر بشود . یک عمر ناراحت هستی که مبادا کسی از این رابطه با خبر بشود . آیا این درست است که انسان برای خودش تشویش درست کند ؟
خدایا به فاطمه ی آبروی زهرا عفت فاطمی و عصمت فاطمی به همه ی مومنین و مومنات عنایت بفرما .




منبع این نوشته : وبلاگ سمت خدا
+ نوشته شده در جمعه دوم اردیبهشت 1390ساعت 21:7  توسط محفوظ
|